
#کافه_نگارستانهرچه بیشتر شبیه مادرم میشم زندگی برام راحتتر و قشنگتر میشه... حالا میفهمم چرا همه مامانمو انقدر دوست دارن... چون مامانم عاشق زندگیه! عاشق لحظه لحظه و جزء به جزء درد و لذتهاشه هیچوقت افسوسی ابراز نمیکنه و همیشه امیدواره... مثل آب میتونه با هرچیزی و هرکسی و هرمشکلی مواجه بشه بدون اینکه خواصشو ازدست بده... چرا انقدر کم ازش یاد گرفته بودم این سالها؟ چرا شیوه های ساده ی زندگی کردنش رو دست کم میگرفتم؟ چقدر باید بگذره تا مادرم بشم؟#ناشناس#چیز_کیک_آرامش در صورت تمایل ، برای پیوستن به کانا...
ادامه مطلب
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 مادرم... بوی مهر آغوشت را می طلبم... گرمای نگاه گرما بخشت را می خواهم... زمزمه های مادرانه ات را برای تن خسته ی این دردانه ی تنهایت نیاز دارم... تکان های لالایی خواندن هایت را.. بوسه های پر عشقت بر روی سرم.. و لطافت دستانت را آن هنگام که موهایم را می بافتی ، می خواهم... من تو را می خواهم...اما... خب ، باید از تو بپرسم ، آن زیر، در آغوش سرمای خاک ، جایی برای من هست؟؟... xa0 xa0 غزل میم کاف...
ادامه مطلب