#اینجا_کسی_آرامش_را_فریاد_میزند

متن مرتبط با «مادر و دختر» در سایت #اینجا_کسی_آرامش_را_فریاد_میزند نوشته شده است

مادر

  • نیلوبلاگ

    #کافه_نگارستانهرچه بیشتر شبیه مادرم میشم زندگی برام راحتتر و قشنگتر میشه... حالا میفهمم چرا همه مامانمو انقدر دوست دارن... چون مامانم عاشق زندگیه! عاشق لحظه لحظه و جزء به جزء درد و لذتهاشه هیچوقت افسوسی ابراز نمیکنه و همیشه امیدواره... مثل آب میتونه با هرچیزی و هرکسی و هرمشکلی مواجه بشه بدون اینکه خواصشو ازدست بده... چرا انقدر کم ازش یاد گرفته بودم این سالها؟ چرا شیوه های ساده ی زندگی کردنش رو دست کم میگرفتم؟ چقدر باید بگذره تا مادرم بشم؟#ناشناس#چیز_کیک_آرامش در صورت تمایل ، برای پیوستن به کانا...

    ادامه مطلب
  • تصویر زیبای لبخند تو

  • نیلوبلاگ

    #کافه_نگارستان xa0 xa0 خندیدن ، ملیح ترین و زیباترین تابلوی جهان استوقتی خنده بر لبانت تو باشد و قاب تابلو ، حصار دستان من باشد xa0 #غزل_میم_کاف xa0...

    ادامه مطلب
  • قارقار بانو

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 شنیده ام که می گویند کلاغ نحس و بدیمن است... چه کسی خبر دارد از دل کلاغی که برصلیب بزرگ بالای کلیسا تکیه زده.... چه کسی خبر دارد از حزن آواز قارقار او...چه کسی خبر دارد... تصور کنید کلاغ قصه ، یاری را صدا می کند که رفته است... شاید که اسم یار ، قار باشد... شاید که اسمش قارقار باشد... که این چنین طنین صدایش در دشت ها و جنگل ها و خیابان ها و لا به لای تو در توی کوچه باغ ها ودر سکوت و شیون قبرستان ها منعکس می شود... و هرکس بد و بیراهی نثار صدای به ظاهر نکره ی کلاغ می کند... چه کس...

    ادامه مطلب
  • همه جا سفید بود

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 امشب هم نیامدی ، چشم به راحت بودم... انتظارت را می کشیدم ، تنها بودم... همه جا سفید بود و ... بوی نیامدن تو ب مشام می رسید.... جای خوبی نبود بی تو و زمزمه های عاشقانه ات... خوابم را میگویم...xa0 xa0 xa0 xa0 غزل میم کاف xa0...

    ادامه مطلب
  • عشق تو در ادبیات

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 در ادبیات زندگی من...نفرت از تو معنایی ندارد... در عوض ، تا دلت بخواهد عاشقت میمانم... حتی به جای تو که عاشقم نیستی، من عاشقت میشوم.... #غزل_میم_کاف...

    ادامه مطلب
  • گیسوان یار

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 گیسوانم، حرکت ماهرانه دستان تو را می طلبد... که من و تو، چه شاعرانه عاشقی می کردیم... و تو هنرمندانه ، تار به تار موهایم را ، همچون لحظه های خوشی که با باتو بودن برایم رقم زدی، یک ب یک به هم می بافتی.. و بر هر پیچش آن، بوسه ای می نهادی... و مرا از پشت به آغوش امنت می فشردی... و چه زیبا بود اسارت در میان گرمای آغوش اویی که عضوی از وجودت است... و ضربان قلبت در سینه ، زیرگوش من ، بهترین و ارزشمندترین نجواهایی بود،که مرا وارد دنیای آرام قصه ها می کرد... xa0 xa0 غزل میم کاف...

    ادامه مطلب
  • مادرم...

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 مادرم... بوی مهر آغوشت را می طلبم... گرمای نگاه گرما بخشت را می خواهم... زمزمه های مادرانه ات را برای تن خسته ی این دردانه ی تنهایت نیاز دارم... تکان های لالایی خواندن هایت را.. بوسه های پر عشقت بر روی سرم.. و لطافت دستانت را آن هنگام که موهایم را می بافتی ، می خواهم... من تو را می خواهم...اما... خب ، باید از تو بپرسم ، آن زیر، در آغوش سرمای خاک ، جایی برای من هست؟؟... xa0 xa0 غزل میم کاف...

    ادامه مطلب
  • نبود نفرت انگیز عشق

  • نیلوبلاگ

    عشق ؛ . . . . . . نبود نفرت انگیز دوست داشتنی اش را.... دوست دارم.... ...

    ادامه مطلب
  • مجنون نیستم

  • نیلوبلاگ

    xa0 مجنون نیستم اما ، دختری هستم... با نقش لیلی... عشق را گدایی نمی کنم اما ، اگر بروی... حاضرم ، تو را... از سوم شخص میان من و تو... از اویی که تو را صاحب است... گدایی کنم... غزل میم کاف ...

    ادامه مطلب
  • هوس موها

  • نیلوبلاگ

    هم جنسانم؟ حواستان باشد ، اگر زمانی ، روزی ، جایی ، خواستید عاشق شوید ٬کسی را انتخاب کنید ... که بلد نباشد مو ببافد... زمانی ، روزی ، جایی ، بعد از جدایی ، موهایتان هوس دستانش را می کند... و آن زمان...تویی و موهایی بلند و... تنهایی... . از اویی که تو را صاحب است... گدایی کنم... xa0...

    ادامه مطلب